به‌روز شده در:يكشنبه 16 بهمن 1390 - 17:44
شرکت شاناکو 02188895090 - کنار صفحه 2
کد خبر: 181
تاریخ انتشار: 1389/05/10/00:16
تعداد بازدید: 195
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
ذخیره
 
از شهر خود به سمت ساری مرکز استان مازندران در حرکت بودم که در طی مسیر به سرعت گیرهای جاده عمیق شدم و اینکه راننده ها و مسافران خوشحال می شدند اگر این سرعت گیرها نبود و از زمانی که مشکل ترافیک و حوادث جاده ای زیاد شد بجای حل واقعی مسأله به هر دلیلی با ایجاد سرعت گیر موانع را بیشتر کردیم تا قدرت مانور راننده ها و انبوه ماشین ها کمتر شود و شاید در مقطعی کوتاه و برای موقعیتی خاص این روش ضروری باشد ولی همیشه بهترین راه حل مسأله، راحت ترین راه حل مسأله نیست.
  در ادامه مسیر با نگاهی به اطراف جاده متوجه شتاب بسیار پایین تغییرات و توسعه استان مازندران شدم و این موضوع برای کسی که آن را در مقایسه با سایر استان ها کشور می بیند کاملا قابل درک است. البته برای کسی که هیچوقت از استان خارج نشده فکر می کند خوب است. مثلاً شهر قائم شهر(شاهی) در زمان شاه صاحب پل هوایی شد و الان شهر بابل و ساری هم صاحب پل هوایی شدند و خوب است دیگر، هر سی سال چند تحول می بینیم که باید دعا بجان مسؤلین را فراموش نکنیم.
  اما نگاهی به آمارهای تکان دهنده شاخص های توسعه یافتگی از جمله اشتغال مولد مؤید چیز دیگری است. بطوریکه معضل بیکاری که بستر بسیاری از معضلات اجتماعی و اقتصادی است بخوبی نشان می دهد که ما چقدر عقب نگهداشته شده ایم. با بررسی سایر شاخص های توسعه واضح است که استان ما از سایر استان های پایین تر از خود چقدر عقب مانده است و حتما همه مسئولین کارکردند و زحمت کشیدند ولی شانس یاری نکرد! خوب قسمت ما همین است و بی خیال داداش رسیدیم ساری، میدان امام(ره)، به به چه ساختمان های بزرگی، عجب ارتفاعی دارند اینها ! 
  هردم از این بانک بری میرسد ... .
  تا اینجا یک تفاوت اساسی داریم آن هم اینکه در سایر استان ها شناسائی و بهره برداری از فرصت ها همراه با منابع مادی و انسانی نقشه راه و چشم انداز خوبی را برای توسعه اهالی آن سامان ایجاد می کند اما مازندران در برداشتن موانع توسعه هنوز اندر خم یک کوچه است. از موانع ایجاد شده در ساحل دریا گرفته تا توسعه راه ها و میزان جذب اعتبارات ملی که همه آنها نیازمند عزم عمومی مجموعه مسؤلین است.
  واقعا چه کسی است که اوضاع نابسامان کناره های سه جاده زیبای کوهستانی و جنگلی شمال را نبیند و برای ساماندهی در جذب گردشگاران ایده ای نداشته باشد ؟ ولی فقط به غصه خوردن از رفتار ضد زیست محیطی بسنده می کند که ای کاش دولتمردان تصدی گرا قدری ناظرانه با کمک بخش خصوصی و با تبیین استانداردهایی رقابت مدار توسعه جهشی استان را در دستور کار قرار دهند تا برسیم به نقطه ای که فاصله ما را از دیگر استان ها کمتر می کند و شایستگی ها را به مردمانش باز می گرداند.
  اما حیف که مسئولین استان مازندران بسان یک مجمع الجزایر سیاسی هرکدام ساز خود را می زنند و هر یک فقط در نقش یک سرعت گیر سیاسی عمل می کنند که فقط تودیع و معارفه آن ها شش ماه قبل و شش ماه بعد از پذیرش مسئولیت همه فعل و انفعالات را تعطیل می کند و بحدی بازی در غیر از زمینِ اصلی داغ و شلوغ است که فراموش کرده ایم اگر اینها وارد زمین اصلی بازی شوند، حتی نمی توانند 2 دور، دور آن بگردند چه رسد به اینکه بازی کنند.
  شاخص های مدیریتی برای احراز پست های سازمانی آنقدر واضح است که اگر مطالعه ای تطبیقی میان تخصص مدیران با سطح پست سازمانی آنان انجام گیرد آنوقت پیدا می کنیم پرتقال فروش را.
  براستی اصفهان چه تفاوتی با ما دارد بجز مدیریت منابع انسانی؟ حس تلخی است که آرزو کنیم کاش دهیارها و بخشدارهای اصفهان را در مدیریت های سرتاسر استان توزیع میکردیم تا شاید افق روشنی از چند سال آینده داشتیم.  
  در استان ما هنوز تأثیر جاده بر توسعه آنقدر جا نیفتاده است که کمربندی جنوبی بابل برای استان مازندران یک مشکل محلی فرض می شود و تردد شرق به غرب استان را باید بی خیال شویم. حتما دولت در وقت اضافه فکری بحال ما می کند.
  اگر قدری در درون سازمان ها ریزتر بنگریم فقط کورسویی از جایگاه مشاوران می بینیم که بخواهند در حل معادلات چندمجهولی توسعه و پیشرفت قدمی بردارند که آن نیز به مقراض سیاست به مسلخ می رود و انبوه مشکلات پیچیده سیاسی، اقتصادی و اجتماعی باعث شده که صاحبان جزایر سیاسی بهترین فرصت را برای اینکه از شرمندگی دوستان، اقوام و همقطاران سیاسی خود درآیند را بوجود آورده و اتلاف منابع عظیم انسانی، گردشگری، و کشاورزی حداقل مسئولیت ها را متوجه آمریکای جهانخوار نکند. هرچند آمریکا هم مقصر است ولی یارگیری های سیاسی بحدی تأمین کننده اهداف کوتاه مدت و درون محفلی است که سال ها از پی هم می گذرند ........
  در این بین هشدارهایی هم شنیده می شود که از جمله آن ها تریبون های نماز جمعه هستند که همواره برای مسئولین سیاسی خوشایند نبوده و فقط زینت حضورشان در صفوف جلو برای آنان جذاب است و ناز امثال نیازها در رسانه ها خود حکایتی از این مجمل هاست و نمایندگان مجلس، فرمانداران و مجموعه استانداری اولین کسانی هستند که مورد قضاوت آیندگان قرار خواهند گرفت همچنان که مسؤلین پیشین، هم اکنون تحت قضاوت هستند.
  * ای کاش روزی برسد که مجلس شورای اسلامی برای تشکیل جلسه معطل نمایندگان استان مازندران باشد. 
  * ای کاش انرژی وزرا و دولتمردان مرکزی کمتر صرف حل دعواهای سیاسی ما بشود. 
  * ای کاش مسؤلین طراز اول استان بدانند به ازاء هر خدمت فردی که برای حل مشکل اشخاص وابسته بخود می گیرند به همان اندازه یک شهر و استانی را از خدمت رسانی محروم و از راهبردهای توسعه بازمی مانند.
  * ای کاش مسؤلین اجرائی تا به این حد مطیع لابی گری های نمایندگان مجلس نمی بودند و ای کاش تعاملات فراقانونی نمایندگان تا به این حد عنان اختیار از کف مسؤلین اجرائی نمی ربود.  
  * ای کاش مسؤلین بجای بجای ایفای نقش سرعت گیر سیاسی به فکر حل صحیح مسأله عقب ماندگی های استان باشند. آنجا بجز خرد جمعی و هم افزائی قوا راه دیگری برای راهبرد دهه پیشرفت و عدالت متصور نمی باشد. 
  * ای کاش آرزوی همه ما بهم پیوستن مجمع الجزایر سیاسی و حذف موانع و سرعت گیرهای سیاسی برای ساختن مازندرانی با صفا که طبیعت دلفریبش با مردمانی علوی تبار که ایثارگری های عظیم شان بر تارک قلل افتخار نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران می درخشد باشد. انشاء ا... 
نه به امید فردایی بهتر
بلکه به امید حرکتی جدی و به فرموده رهبر معظم انقلاب همتی مضاعف از هم اکنون که خیلی دیر هم شده است. والسلام ./ . ( تیرماه 1389 )  
 امیـد بابانیـا – کارشناس ارشد مدیریت دولتی
برچسب ها:
Bookmark and Share
پشت پرده
تازه های سایت
پربیننده ترین مطالب
نظرسنجي

بیشترین بحث نامزد های انتخاباتی

کمربندی و ترافیک
بیکاری و اشتغال
سیاست
صنایع مادر
ورزش
دیگر